2777
2789
عنوان

بزرگ‌کردن بچه های شیر به شیر

134 بازدید | 10 پست

دو سه هفته دیگه زایمان میکنم و یه پسر ۱ سال و سه ماهه دارم دست تنها هستم خیلی دنبال پرستار هستم تا بیاد و بعداز زایمان کمک دستم باشه تا الان پیدا نکردم ادم خوب و قابل اعتمادی، خانومایی که بچه شیر به شیر دارین لطفا از تجربه هاتون بگین مثلا از روزهای اول زایمان و واکنش بچه اول ، مدیریت کارهاتون و ......نیاز به راهنمایی و کمک فکری دارم روزهای سختی پیش رومه

خدا رحم کنه بهت...من ک پیر شدم..

دسگه ن غذا ن دستشویی ن حمام ن نفس کشیدن راحت نداری با دنیا خداحافظی کن...هرکی میگه راحته و بزرگ میشن باهم گوووو خورد

خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم..

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سعی کن  ی چن مدل قیمه و..بزاری تو فریزر..

مواد غذایی مثلا سبزی اش و ..سرخ کن بزار ک اماده داشته باشی‌‌ 

رو تشک و پتوهات بشور ک تا چن وقت نمیتونی بشور بساب کنی..

واسه بچت کادو و اسباب بازی جدید بخر ک از بیمارستان امدی بهش بدی..

و اینکه اون بچه الان خیلی حساسه تمام تمرکز بزار روش ک تاثیرش نکنه...

خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم..

اگه میدونی ک نیاز ب لباس و مانتو و...داری حتما قبل زایمان بخر چون تا چن وقت نمیتونی جایی بری..

خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم..

سخت بودن که سخته دیگه اینو پذیرفتم که تا چهار پنج سال نمیتونم مثل ادم عادی زندگی کنم همین الانم تمام وقتم صرف پسرم شده در کل احساس میکنم دارم در یک دنیای جدید متولد میشم که هیچی ازش نمیدونم واین منو خیلی میترسونه به قول شما همه میگن خوبه کاری نداره ولی فشار روی مادر خیلی زیاده 

اگه میدونی ک نیاز ب لباس و مانتو و...داری حتما قبل زایمان بخر چون تا چن وقت نمیتونی جایی بری..

همین الانم همه خریدهام اینترنتیه  بخدا😁 دوماه محرم و صفر گذشت من یه جا روضه یا مجلس نتونستم برم

سخت بودن که سخته دیگه اینو پذیرفتم که تا چهار پنج سال نمیتونم مثل ادم عادی زندگی کنم همین الانم تمام ...

من ک شوهرم هیچ عقل و شعور و درکی نداشت و نداره..

امیدوارم ک شوهرت درکش خوب باشه..

مرد ک ‌‌پشتت باشه راه هموار میشه  

خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم..

طبقه بالای خونه بابام هستم مامانم بنده خدا مریضه ، سر بچه اول خیلی کمک حالم بود ولی الان دیگه نمیتونه خواهر هم ندارم خانواده شوهر هم قربونشون بشم، ترجیح میدن به فعالیت های فرهنگی و مذهبی برسن تا در سواب بزرگ کردن یک بچه و کمک به یک مادر دست تنها شیرک بشن ،دیگه یاد گرفتم ازشون توقعی نداشته باشم تا اذیت نشم   

من ک شوهرم هیچ عقل و شعور و درکی نداشت و نداره..امیدوارم ک شوهرت درکش خوب باشه..مرد ک ‌‌پشتت باشه را ...

متاسفانه سر زایمان اولم افسردگی گرفتم به خاطر عدم درک همسر و خانوادش،ولی خب گذشت دیگه امیدوارم ایندفعه شرایط بهتر باشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792