الان تو اوج نیاز به محبت های یک مردم
حدودا سه ماهی میشه زایمان کردم شوهرم هرروز تحقیرم میکنه همش هیکلمو مسخره میکنه
خیلی سرده ازم مثلا شاید دو سه هفته یبار نزدیکم شه
شاید چند روز یبار بوسم کنه
متوجه ام اصلا تمایلی نداره با من وقت بگذرونه
ولی من الان یه مرد میخوام بهش تکیه کنم بهم حال خوب بده نازمو بکشه و براش ناز کنم
ولی من دلم عشق سابقمو میخواد اون بود نمیزاشت آب تو دلم تکون بخوره
همیشه میگفت تو بهترین مامان دنیا میشی انقدر خانومی 😭اخ قلبم پر میکشه واسش
انقدر فهمیده بود میگفت هرموقع دلت بخواد بچه دار میشیم با این که خودش سنش نسبت به من بالا بود مثل این آدم گول نمیزد منو
خدا جونم چرا عاشقا یه جور راهشون از هم جدا میشه !؟