از بیرون اومدیم
گفت قلیونمو بشور رفتم حموم بشورم بچه ها بدو بدو کردن زدن لیوان شکست شروع کرد دادو هوار چندوقته کلا رفتاراش رو مخه همش میگه برو نیا پیشم وچی میخوای و از این حرفا مدامم بچه هارو دعوا میکنه
خلاصه اومدم گفتم باز چیکارشون داری ارومگفتم گفت ببین لیوانو نشون داد گفتم فدا سرشون چی شده مگه نشستم فیلم دیدن بخاطر رفتارای اخیرش ازش دور میشینم اقا بلند شد ذغال گذاشت قلیونشو برداشت رفت باغ تنها نگفت بیاید بریم و فلان منم
زنگ نزدم اصلا بهش