بدون هیچ قضاوتی و توهینی بخونید ...
اقاا من رفته بودم بینایی سنجی چند سال پیش تو یک ساختمان پزشکان برای معاینه چشمام که کلا بیست و پنج دهم درصد بینایی ام کم شده بود این تابلو بینایی سنجی هست میزنن به تخته مخصوصش که تخته نوری هست و الکترومغناطیسی و مثل اهنربا میچسبه به تخته خود دکتر آنقدر خیلی خیلی پیر بود بیچاره کوور شده بود اصلا خودش نمیدید منو اقااا من هرچی میگفتم میگفت اشتباه میگی و من هرچی علامت نشون میدادم میگفت اشتباه میگی اخررش آنقدر برام عجیب و جالب بود نشستم روی زمین مطب آنقدر خندیدم آنقدر بلند بلند خندیدم و از ته دل خندیدم دکتر های دیگه اومدن دیدن دارم گریه میکنم
فکر کردن حالم بد شده تا اینکه دیدن صورتم سرخ هستش گفتن شاید اتفاقی افتاده تا اینکه مادرم گفت خودت رو جمع کن بچه بعد کم کم شروع گفتن ماجرا کردم و خنده ام قطع شد ....