فوت شده،هیچکس نمیدونه ۱۰ ساله میگذره ولی غمش سرد و کم نمیشه عادی نمیشه،یبار یجا گفتم فوت شده بعدش ب دید ترحم باهام رفتار میکردن حس حقارت و بی اعتماد بنفسی کردم دیگه ب هیچکس نمیگم،ولی میفهمن زیاد راجب پدرم حرف نمیزنم با تعجب نگاهم میکنن ک اکثرا اسم مامانمو میارم و پدرم هیچوقت بهم زنگ نمیزنه،پیش روانشناسم رفتم ولی جلساتمو نصفه ول کردم،یکی اسمشو میاره هنوز غمم میگیره بخصوص اگه طرف غریبه باشه
ای جانم خدا بهت صبر بده فوت عزیز ترین کس سخته و باورمون نمیشه سال ۸۹ خواهرم فوت کرد اصلا بهش فکر نمیکنم که بینمون نیست اگه فکر میکردم تا الان دووم نمیاوردم