2777
2789
عنوان

شوهرم

94 بازدید | 2 پست

 نمیدونم شاید انتظارم بیخوده شاید غیر منطقی حرف میزنم 

   دلم خیلی گرفت 

  منو شوهرم بچها همه جا باهمبم همه جا باهم میریم چ خونه خونوادهامون چ بیرون 

   من چند رپز دیگه نزدیک ی هفته امتحان دارم شهرمون  فکر میکردم با شوهرم میریم ی هفته میمونیم برمیگردیم امشب شوهرم گفت خودت تنها برو بمون من بعدش بیام دنبالت 

    من مغازه کلی کار دارم فلانه  بهمانه خیلی ناراحت شدم ن ار اینکه اون بخاطر امتحان من بیاداا

 از اینکه  خیلی راحت پیشنهاد داد بدون من ده رو ی هفته بمونه  

      ن اینکه فکر کنید نتونه ن میتونه مغازشو نره  چون هم شریک داره هم کلی کارگر هک اینکه همیشه اگه خودش کار داشته باشه اگه بیرون با دوستامون تفریحی باشه   هندل میکنه 

 ولی امشب انگار من زیاد بودم نبودم براش توفیری نداشته   خیلی اصلا ی جوریم 

 از طرفی مادرشوهرم اینا اگ ببینن من تنها موندم میگن  اخیش بلاخره پسرمون اینو ول کرد همش پیششع 

من فکر میکنم انتظارت یکم زیاده خب شوهر هم میتونه آزاد باشه من هم قبلا مثل تو بودم ولی تو دلم گفتم خب اونم شاید دلش میخواد با خودش باشه و حق بهش بده خب کار داره کارشو بکنه 

من فکر میکنم انتظارت یکم زیاده خب شوهر هم میتونه آزاد باشه من هم قبلا مثل تو بودم ولی تو دلم گفتم خب ...

    اهوم ولی ته دلم ی جوریه  حس میکنم زیاد براش اهمیت انچنانی ندارم بدون من هم میتونه بگذرونه این منو اذیت میکنه میخوام مثل خودش باشم بدون فمر کردن به چیزی 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز