2777
2789

اخرای پنج ماهگیم بارداریم ناخواسته شد و خیلی سخت بود الان همه زندگیم شده این پسرکوچولو

کلا تمام زحمتم برای مامانمه دکتر بردن هرچی شوهرم سرکاره

خانوما خانوادش هیچ کاری نکردن برای ما حتی بعد جنسیت ب پسرشون زنگ زدن تبریک بگن به من نه ولی این جونش برا اونا در میره و همه چی انگار از طرف ما وظیفس و خیلی بیحیا و‌عوضی شده فقط فکر بچس مراعات منو برا بچه میکنه،پریشب گفت گوسفند بعد زایمان رو باید بعد ببرم خونه مامانم اینا اینجا نمیشه اپارتمانه ببرم اونجا ویلاییه تمیز کنن

گفتم اونوقت هیچی ازش نمیمونه بعد بیار خونه من بگم باید چیکنیم،ب من میگه تو همه چی هستی اصلا ب توچه خودم میدونم گردن کلفت شدی گردنتو میشکونم😳منم هرچی بود و‌نبود بهش گفتم تا فردا صبش از خواب پاشدم دیدم شلوارم خیسه مردم از ترس مامانم اومد دنبالم تنها بودم رفتم بیمارستان ازمایش برا کیسه اب و سونو دادم هیچی نبود،شوهرم هی زنگ میزد چیکار کردی با بچه اگه چیزی بشه ببین چیکار کنم برات ی داستانی میکنم برا خودت ذعا کن،اصلا نمیدونستم چی میگه رو پاهام نمیتونستم واستم

خیلی پست و بیحیاس نگران این زندگیمم منم اومدم خونه مامانم این بعد زایمان روزگار منو بااون خانوادش سیاه میکنه همش جنگ دارم میترسم فقط خدا خودش ب من و بچم کمک کنه😭

چیزی نگم بهتره. بله خدا خودش کمک کنه

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب چرا سر قربونی باهاش بحث میکنی ،بذار ببره هرجا دلش میخواد ،خونه خودت باشه که بدتر دردسره بذار ببرن اونجا نترس واسه توهم مطمئنن یه چیزی میارن 

تو اونجوری میگی خب بهش بر میخوره دیگه فکر میکنه تو خانوادشو نمیخوای داری بی احترامی میکنی بهشون

عزیزم اینجا اومدی در مورد مسأله حاد زندگیت صحبت کنی؟! فکر می‌کنی چه جوابایی میشنوی؟ چرا باردار شدی و طلاق بگیر!!!! 

شما باید الان بری مشاوره هم از نظر روحی خودتو تخلیه کنی نذاری استرس به بچت آسیب بزنه هم رابطتو یا همسرت درست کنی ببینی مشکل از کجا آب میخوره.برخورد قاطع همراه با آگاهی لازمه

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها
2790
2778
2791
2779
2792