هر دفعه میبینم شون با روی خندان سلام میکنم ولب جواب نمیدن چش غره هم میرن الان مثل پیررزنا نشسته بودن تو کوچه منم رد شدم سلام دادم جواب ندادن یه قوم وخویشی دور هم داریم باهاشون حتی رفت آمد داریم
یا یبار با دوستم بودم یکی شون دیدم سلام کردم جواب نداد بعد دوستم خندید بلند گفت خوردی حالا ؟؟دیدی جواب نداد
اونم دید اوضاع خرابه برگشت به احوال پرسی
نمیدونم چجوری این عادت مو ترک کنم نمیخام خنده رو و مهربون باشم نمیدونم چ مرگ شونه اگ کاری داشته باشن به شوهرم گوشی خودمو شوهرمو میتر کونن بع این جا که میرسه جواب سلام نمیدن بی شعورا
منک دیگ بمیرم بهشون سلام نمیدم ولی دلم شکسته خدایی نمیدونم تازگیا چشون شده