2821
2789
عنوان

میترسم بمیرم

324 بازدید | 16 پست

سلام دوستان من ماه ششم بارداریم و داریم میگذرونم وقتی سه ماه باردار بودم پام شکست نیازبه عمل داشت اما بخاطر بچه ام گفتم راضی به عمل نیستم خداروشکر گچ گرفتم پام خوب شد اما بزرگترین ترس من که الان کابوسم شده اینه که موقع زایمان بمیرم ..ازمردن نمیترسم ازاین میترسم که بچه ام بی مادر بزرگ بشه هیچکس اون محبتی روکه من میتونم بهش بکنم و براش انجام نده ..میترسم آمبولی کنم یاکه ازخونریزی زیاد بمیرم ساعتها میشینم برای این موضوع گریه میکنم حس میکنم واقعا میمیرم اما کسی باورش نمیشه..شماداشتین تواطرافیانتون که مادرسرزایمان فوت کنه؟

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

عزیزم کلمات انرژی دارن انقد منفی فکر نکن 

انشالله بسلامتی بغلش میکنی دنبال این داستانا نباااش

صبام...⚖سوالِ حقوقی داشتین در خدمتم⚖می دانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی، همه‌ی ما شبیه یکدیگریم...
میدونم عمردست خداست اما اگه قراره بمیرم بادخترم بمیرم

وای من فکر کردم فقط من تو حاملگی دیوونه شده بودم همش مثل تو حس میکردم میمیرم بعد میگفتم خدایا اگه میخوای جونمو بگیری بچمم بگیر اون و بدون من نزار وگرنه بدبخت میکنن بچه منو حالا هم که سلامت زایمان کردم هم خودم هم بچم سالمیم حالا بااازززز فکر میکنم من میمیرم شوهرم بچم و به اسیری بزرگ میکنه میبره زیر دست نامادری همش میگم خدایا حداقل تا ۱۸ سالگی بچم منو زنده نگهدار بتونم بزرگش کنم از پس خودش بربیاد 

 درخواست دوستی رد میکنم وقتی جواب استارتر یه تاپیک و دادم خودت نخود آش نکن دوست عزیز اوکی؟ اسی خودش بلد جوابمو بده خودتو ننداز وسط سبک نکن بزرگواری تو حفظ کن و رد شو اگه هم زبون نفهمی هیچی کار خودتو بکن من با زبون نفهم ها دهن به دهن نمیشم بدرود 
با سزارین هیچکس نمیمیره طبیعی هم انقد ورزش میدن و امادت میکنن طوری نمیشه نگران نباش عزیزم

همین چندروز پیش دیدم یه دکتر سرزایمان پلاسما خونش پایین میاد بعدم سکته میکنه خودش وجنینش باهم دفن میشن نمیتونم نگران نباشم

وای من فکر کردم فقط من تو حاملگی دیوونه شده بودم همش مثل تو حس میکردم میمیرم بعد میگفتم خدایا اگه می ...

واقعا خسته شدم ازاین فکرا توذهنم میگم دلم سه تابچه میخاد اما میگم سرهمین اولی میمیرم ..

میدونم عمردست خداست اما اگه قراره بمیرم بادخترم بمیرم

چرا برای یه آدم دیگه نسخه می پیچید

درسته دختر شماست اما امانته دستتون

خدا بهتون داده الان دارید دعا می کنید اگه مردید با هم بمیرید؟ حق شوهرتونه هم همسرش رو از دست بده هم دخترش رو ؟

شما فکر میکنید از خدا مهربون تر هستید که اگه شما بمیرید خدا از پس محافظت دخترتون برنمیاد ؟ بنظرتون ممکنه نیست یه مادر با دستای خودش باعث مرگ بچه ش بشه؟

این ترس شما نیاز به مراجعه به مشاور داره شایدم هورموناتون قاطی کرده بهرحال من جدی جواب دادم به حرفام فکر کنید

خط بیضی خط خط بیضی خط 😄امضام اینطوریه خو 😁

واقعا خسته شدم ازاین فکرا توذهنم میگم دلم سه تابچه میخاد اما میگم سرهمین اولی میمیرم ..

منم دلم دو تا بچه میخواست ولی وقتی زایمان کردم و دیدم تو چه چالش بشدت بزرگ و پر مشقتی افتادم قید دومی و تا ابد زدم حالا زایمان کردی بچت و آوردی خونه به امید خدا این حرف من یادت میاد چند سالته؟

 درخواست دوستی رد میکنم وقتی جواب استارتر یه تاپیک و دادم خودت نخود آش نکن دوست عزیز اوکی؟ اسی خودش بلد جوابمو بده خودتو ننداز وسط سبک نکن بزرگواری تو حفظ کن و رد شو اگه هم زبون نفهمی هیچی کار خودتو بکن من با زبون نفهم ها دهن به دهن نمیشم بدرود 
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز