ب حدی دلم برات تنگ شده
ک انگار تیکه های یخ وجودم دارن تبعید میشن
اونم بدون شک ب جهنم...
شدم ی"ناهنجاری"ی"جا نیفتاده"برای بقیه و زندگیشون...
از اول هم مناسب هیچ رابطه و رفاقتی نبودم و اینو دیر فهمیدم...خیلی دیر
اصلا کجای سرنوشت انقدر غم رو لایق زندگی کسی میدونه؟
خالی شدم از بودنت
