2777
2789
عنوان

سالگرد مادر

67 بازدید | 3 پست

سالگرد مادر بزرگم بود یدونه زندایی دارم ینی با همه قهره و فقط فامیلای خودش رفتا آمد داره بعد من خرما حلوا پخش میکردم وقتی مراسم تموم شد خواستیم بریم سر خاک خرما رو دادم زندایی کوچیکه گفتم نگهش دار من کفشام بپوشم همون زندایی بزرگه ک با همه قهره اومد گف این خرما چیه زندایی کوچیکه گف واسه رها میخواد ببره بعد از دست زنداییم گرف خرما رو گف مگ رها گرفته خرمارو  😐من رفتم از دستش گرفتم اونم یه مشت برداشت از خرما ریخت تو کوچه منم گفتم دیوانه چیکار میکنی اینارو میبرم سر خاک 

اونم فک می‌کرد میخوام ببرم خونمون اینقدر عصابم خورده 

وا این دیگه کیه به دایت بگو ببندتش

داییم کل داراییش رو کرده به اسم زنش ینی هیچکاری نمیتونه بکنه حرف اضافه هم بزنه میندازن بیرون ن خواهر میره خونش ن برادر ن فامیل هیچکس فقط فامیلای زنش 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
2108