خیلی خلاصه تعریف میکنم من اینقد بین دو راهی بودم که یه روز میگفتم زایمان طبیعی یه روز میگفتم ن سزارین دو سال تحقیق کردم قبل بارداری
تنها بین دو راهی بودنمم این بود میدونستم بدنم برا زایمان طبیعی عالیه اما اون ترسی که داشتم واقعا نمیزاشت بهش فکر کنم،،،،،ولی ماه اخر دیگه ذهن و فکرمو گذاشتممم برا زایمان طبیعی ورزش هارو میکردم کلاس های بارداریو میرفتم شبا پیاده روی میکردم گپسول گل مغربی، ماساژ پرینه،اسکات زیر دوش آب گرمم و دمنوشو هزار چی برا نرم کردن دهانه رحم خلاصه تلاش خودمو میکردم😂🤦🏻♀️😬با اینا دهانه رحمم دو سانت باز بود ترشح موکوسی داشتم بچه خیلی خیلی پایین بود چون طول سرویکسم کم بود و اینکه دکترم میگفت بهترین لگنو داری جوری که اصن ندیدم کسی اینقد لگنش خوب باشه،،،من فکر میکردم دروغ میگه برا همین چند تا دکتر رفتم همشون تایید کردن ک لگنم خیلی خوبه بخاطر همین شیر شده بودم برا زایمان طبیعی البته اونم با ماما همراه و اپیدورال ،،،،،
وقتی به دکترم گفتم برام اپیدروال بزنید گفت بیمارستان برا زایمان دومی ها انجام میده اما اگع بخوای برات میزنیم ولی تو چون آب دور بچت کمه و اپیدورال تا چهار ساعت زمان زایمانو طولانی میکنه ممکنه ضربان قلب بچه بالا پایین شه😂😬منم تا فهمیدم قرار نیست اپیدورال بزنم چون برا بچه خطرناکههه سریع گفتم پس همین امروز سزارینم کنید دیگه نمیتونم دکترممم منو فرستاد بیمارستان ساعت ۸ شب گفت من میام پرونده درست میکنم ساعت ۱۲ شب میبرمت به اسم سزارین اوژانسی عملت میکنم(نکته شهرمون بیمارستان خصوصی نداره بیمارستان دولتی سز اختیاری کردم) بدون اینکه چیزی از خونه با خودم ببرم خیلی یهوی رفتم( خوب شد ساکو نینی و خودمو اماده کرده بودم از قبل)🤦🏻♀️😂