2789
عنوان

زن داییم

| مشاهده متن کامل بحث + 2201 بازدید | 89 پست
اینجوری که متوجه شدم داییتون حداقل یه دختر نه ساله داره خب به سختی تو ماشین جا میشین. به خصوص اگه ما ...

۹ سالش نشده گفتم هنوز ۹ سالش نشده

۷ سالشه

حدود ۱۰ ساله باهم ازدواج کردن

توی این ۱۰ سال تقریبی زدم دقیق نمیدونم  ولی مطمعنم زیر ۱۱ دفعه باهاشون رفتیم بیرون

البته بازم باهاشون رفتیم بیرون البته ببدونه زن داییم حساب نکردم اون که جداس با خود زن داییم و داییم زیر ۱۱ دفعه رفتیم و تعداد کمی چون فقط دور میزدیم یدونه سیب زمینی بستنی چیزای سبک می‌خوردیم  

سفر هم باهاشون نرفتیم یعنی رفتیم ولی ما خودمون دعوت کردیم اونا دعوت نکردن

اره جا نشدیم 

اگر تک تک دعوت هاش می رفتیم زیاد میشد که

سلام خوبی شما تویی که اومدی امضام بخونی برام دعا کن که چیزی که میخوام بدست بیارم چیزی نمیخوام ترک کنم دعا کنی برام هاا چون امضام خوندی یوهاهاها
۹ سالش نشده گفتم هنوز ۹ سالش نشده۷ سالشهحدود ۱۰ ساله باهم ازدواج کردنتوی این ۱۰ سال تقریبی زدم دقیق ...

ولش کن عزیزم. من باشم به داییم هم نمیگم چون مطمئنم مادربزرگ میگه و الکی خودمو خراب نمیکنم که بگه اگه خوب بودن بین من و زنم اختلاف نمینداختن. صبر میکنم اوضاع بچرخه و همین زن دایی محتاج  کمک بشه بعد اون موقع یادش میندازم چی گفت.

فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم..‌. تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ما هم هر جا میریم  دختر های خواهر شوهرم چمدونشو می بندد خود شونو دعوت میکنن بابا خودتون بابا مامان دارید اینقدر آویزون بقیه نباشید وقتی خودت از دواج کنی آن شاالله توشرایط زن دایی ات قرار می گیری می فهمی  حق داره تازه من وقتی می پیچونمشون تنهایی میریم قهر میکنن انگار بچه های منن 

یادم نیس من این دوتا تحفه  رو کی  زاییدم




خدا خودش گفته:بعد از هر سختی گشایشی هست دوستای گل من همیشه امیدوار باشید خدا بد قولی نمیکنه
۱۷ سالمهکل خانواده فرق دارهولی فقط منو مامانم مادر بزرگم اینا کلا ۴ باربعد اینکه چندتا مسئله پیش اوم ...

تو خواهر زاده شوهر من نیستی  اونم یه سره پای صحبت مادر شوهرم میشینه دوتایی از من بد میگن 

نظرت چیه.  با زن دایی به این بدی. هیچ جا نری



















خدا خودش گفته:بعد از هر سختی گشایشی هست دوستای گل من همیشه امیدوار باشید خدا بد قولی نمیکنه
وای چندبار دیگم گفتم بازم میگم خواهر شوهر و جاری کم بود دختراشونم اضافه شدن بابا چی میخایین از جون ز ...

به خدا من از  دست اینا دیگه دوست. ندارم. برم  مسافرت

خدا خودش گفته:بعد از هر سختی گشایشی هست دوستای گل من همیشه امیدوار باشید خدا بد قولی نمیکنه
دلیل نمیشه.

میدونه ولی تو داری میگی با بابات برو ندارم

و کلا از اون موقع به بعد نرفتم

سلام خوبی شما تویی که اومدی امضام بخونی برام دعا کن که چیزی که میخوام بدست بیارم چیزی نمیخوام ترک کنم دعا کنی برام هاا چون امضام خوندی یوهاهاها
تو خواهر زاده شوهر من نیستی اونم یه سره پای صحبت مادر شوهرم میشینه دوتایی از من بد میگن نظرت چیه. ...

اره اگرم خوب باهاش صحبت کنم بخاطر داییمه

سلام خوبی شما تویی که اومدی امضام بخونی برام دعا کن که چیزی که میخوام بدست بیارم چیزی نمیخوام ترک کنم دعا کنی برام هاا چون امضام خوندی یوهاهاها
من انقد بدم میاد با شوهرم میخاییم بریم جایی زنگ میزنه خواهرشم بیاد

کاشکی خواهرشون بود بچه های خواهرش.  اییژژ

خدا خودش گفته:بعد از هر سختی گشایشی هست دوستای گل من همیشه امیدوار باشید خدا بد قولی نمیکنه
میدونه ولی تو داری میگی با بابات برو ندارمو کلا از اون موقع به بعد نرفتم

تصور کن هرجا دایی و زن دایی ات میرن خواهر و مادر زن دایی. خواهر زاده هاش  هم باشن مطمین باش. دایی ات

هم باشه صد اش در میاد

خدا خودش گفته:بعد از هر سختی گشایشی هست دوستای گل من همیشه امیدوار باشید خدا بد قولی نمیکنه
میدونه ولی تو داری میگی با بابات برو ندارمو کلا از اون موقع به بعد نرفتم

تصور کن هرجا دایی و زن دایی ات میرن خواهر و مادر زن دایی. خواهر زاده هاش  هم باشن مطمین باش. دایی ات

هم باشه صد اش در میاد

خدا خودش گفته:بعد از هر سختی گشایشی هست دوستای گل من همیشه امیدوار باشید خدا بد قولی نمیکنه
همه گفتن زنداییت حق داره چون خودشون عروسن . منم عروسم ولی میگم حرف زنداییش زشت بود.اگه هنیشه میرفتن ...

اخه بعضی وقتا خود عروس هم راضی نیست برا غذا بره خونه مادرشوهر یا خواهر شوهرش اما به اصرار همسر مجبوره بره، من خودم اصلا دوست نداشتم برم خونه مادر شوهر واسه غذا بمونم اما همسرم همش منو به زور میبرد اگه هم نمیخواستم برم میگفت زشته دعوت کردن منتظرن و… بعد از طرف دیگه هم وقتی میرفتم باید از مادرشوهر تیکه میشنیدم 

😍

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز