2777
2789
عنوان

مسافرت زوری🫥☘️🫡

502 بازدید | 31 پست

بچه ها قراره هفته آینده بریم سفر با یه سری از دوستامون از مسافرت قبلی دل خوشی ندارم حالا ماجرا از این قراره که مسافرت قبلی یه دختر جدیدی تو جمع بود که آویزون همه پسرا شده بود با اینکه خودش نامزد داشت🙄 یعد من کلا حس خوبی از این طرف نگرفتم اصلا خیلی وضعش بد بود خلاصه 

حالا یه اصراررررر فراوان بچه ها مجبورمون کردن بیاید در نهایت اصلااااا نمیشه نریم 

بگید اگه دوباره دیدمش چیکار کنم؟خودن یه حرفایی تو ذهنمه ولی واقعا نمیخوام باهاش درگیر شم و واسه همچين آدمی اعصابمو خرد کنم🥺

  تو که باشی پیش من خنده به دردا میزنم حتی اون لحظه که از شکنجه ها جون میکَنم تو دلیلِ سبزِ ریشه امی تو خاک این کویرچرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟که جواب موندنم، اَرّه سر ساق شداگه فردایی باشه من با تو می سازمبرد من وقتیه که به تو می بازم توی این روزای شوم، شده کل آرزومروز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت بین دستات برسم به اوج پروازمبا لبات فاتحه ی هر غمیو می خونم من به آرامش وحشی چشات مدیونمیه پناهنده ی ترسیده ی تنهام اماپشت مرز تن تو تا به ابد می مونم منو از این غم جاودانه آزاد کن

تو چرا یه ذره اعتماد به نفس نداری؟ انقد احساس ضعف میکنی جلو اون؟

حالا نمیخوره شوهرت یا دوست پسرتو

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

من فک میکردم ازین دخترا فقد تو رماناس😐💔


تو نمی‌تونی یه حیوون بیچاره رو به محیط زندگی بسته و آپارتمانی خودت بیاری و ژست حیوان دوستی به خودت بگیری، تو همزمان هم حیوان آزاری، هم انسان آزار((:!           

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

تو چرا یه ذره اعتماد به نفس نداری؟ انقد احساس ضعف میکنی جلو اون؟حالا نمیخوره شوهرت یا دوست پسرتو

🫥🫥 من چی میگم شما چی میگی

من از رفتارش بدم میاد چه ربطی به اعتماد به نفی داره مدرکی که نداره دیپلم خودش میگه و قیافه هم نداره اگه قراره آدم با کثیف بودن  و نجس بودن قوی باشه همون من در برابرش احساس ضعف کنم بهتره

  تو که باشی پیش من خنده به دردا میزنم حتی اون لحظه که از شکنجه ها جون میکَنم تو دلیلِ سبزِ ریشه امی تو خاک این کویرچرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟که جواب موندنم، اَرّه سر ساق شداگه فردایی باشه من با تو می سازمبرد من وقتیه که به تو می بازم توی این روزای شوم، شده کل آرزومروز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت بین دستات برسم به اوج پروازمبا لبات فاتحه ی هر غمیو می خونم من به آرامش وحشی چشات مدیونمیه پناهنده ی ترسیده ی تنهام اماپشت مرز تن تو تا به ابد می مونم منو از این غم جاودانه آزاد کن
من فک میکردم ازین دخترا فقد تو رماناس😐💔

مگه هدمای کثیف فقط تو رمانن🙄

  تو که باشی پیش من خنده به دردا میزنم حتی اون لحظه که از شکنجه ها جون میکَنم تو دلیلِ سبزِ ریشه امی تو خاک این کویرچرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟که جواب موندنم، اَرّه سر ساق شداگه فردایی باشه من با تو می سازمبرد من وقتیه که به تو می بازم توی این روزای شوم، شده کل آرزومروز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت بین دستات برسم به اوج پروازمبا لبات فاتحه ی هر غمیو می خونم من به آرامش وحشی چشات مدیونمیه پناهنده ی ترسیده ی تنهام اماپشت مرز تن تو تا به ابد می مونم منو از این غم جاودانه آزاد کن

هیچی نگو اصلا حرفی نزن.

چیزی بگی انگار خیلی بی اعتماد بنفس هستی

آدمای دیگه هم تو اون جمع هستن که بخوان بهش تذکر بدن یا باهاش بحث کنن شما هیچی نگو .یا نرو یا میری سفر رو خراب نکن

خدای مهربونم دوستت دارم
هیچی نگو اصلا حرفی نزن.چیزی بگی انگار خیلی بی اعتماد بنفس هستیآدمای دیگه هم تو اون جمع هستن که بخوان ...

سری قبلی اصلا بهش محل ندادم یه سری چیزای دیگه دیدم اینجا نمیتونم بگم کلا اعصابمو بهم ریخت با شوهر منم کاری نداشت ولی در کل خیلی آدم درستی نیست


  تو که باشی پیش من خنده به دردا میزنم حتی اون لحظه که از شکنجه ها جون میکَنم تو دلیلِ سبزِ ریشه امی تو خاک این کویرچرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟که جواب موندنم، اَرّه سر ساق شداگه فردایی باشه من با تو می سازمبرد من وقتیه که به تو می بازم توی این روزای شوم، شده کل آرزومروز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت بین دستات برسم به اوج پروازمبا لبات فاتحه ی هر غمیو می خونم من به آرامش وحشی چشات مدیونمیه پناهنده ی ترسیده ی تنهام اماپشت مرز تن تو تا به ابد می مونم منو از این غم جاودانه آزاد کن
تو چرا یه ذره اعتماد به نفس نداری؟ انقد احساس ضعف میکنی جلو اون؟حالا نمیخوره شوهرت یا دوست پسرتو

شما چرا تو همه تاپیکا تاپیک زننده رو ‌‌‌به رگبار میبندی😐😂

تو نمی‌تونی یه حیوون بیچاره رو به محیط زندگی بسته و آپارتمانی خودت بیاری و ژست حیوان دوستی به خودت بگیری، تو همزمان هم حیوان آزاری، هم انسان آزار((:!           

با اکیپی که رفتین (به جز اون خانم) راحت نیستین؟ نمیشه بهشون بگی با وجود اون خانم اذیت نیشید و خوش نمیگذره؟

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

جلوی جمع به نامزدش بگو"تو قاقی،نه؟با آویزون شدن نامزدت به بقیه مردا هیچ مشکلی نداری؟"اگر هم پررو بود و گفت نه،بگو"ولی من مشکل دارم،آدم باشین،اگه هرزگی و وقاحت مدال داشت،نامزدت طلای جهانو داشت"حواست باشه جلوی همه بگو
🫥🫥 من چی میگم شما چی میگیمن از رفتارش بدم میاد چه ربطی به اعتماد به نفی داره مدرکی که نداره دیپلم ...

خب اون اونجوریه،شما پارتنرت وقتی مثبت و هرزه نیست،چیکار به اون خانم داری،به نظرم کاری به بقیه نداشته باش هم دلخوری پیش نمیاد،هم به خودت خوش میگذره رفتار بقیه به هیچکس مربوط نیست،حساس نباش

شما چرا تو همه تاپیکا تاپیک زننده رو ‌‌‌به رگبار میبندی😐😂

والا تایپک من زننده هم نیس🤣 ترجیح میدم این حرفا رو از روانشناس بشنوم🤣🤣

  تو که باشی پیش من خنده به دردا میزنم حتی اون لحظه که از شکنجه ها جون میکَنم تو دلیلِ سبزِ ریشه امی تو خاک این کویرچرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟که جواب موندنم، اَرّه سر ساق شداگه فردایی باشه من با تو می سازمبرد من وقتیه که به تو می بازم توی این روزای شوم، شده کل آرزومروز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت بین دستات برسم به اوج پروازمبا لبات فاتحه ی هر غمیو می خونم من به آرامش وحشی چشات مدیونمیه پناهنده ی ترسیده ی تنهام اماپشت مرز تن تو تا به ابد می مونم منو از این غم جاودانه آزاد کن
با اکیپی که رفتین (به جز اون خانم) راحت نیستین؟ نمیشه بهشون بگی با وجود اون خانم اذیت نیشید و خوش نم ...

نه با اون اکیپ راحتم خیلیه م راحتم نه چون بچه ها از قضیه خبر ندارن به اون خاطر 

  تو که باشی پیش من خنده به دردا میزنم حتی اون لحظه که از شکنجه ها جون میکَنم تو دلیلِ سبزِ ریشه امی تو خاک این کویرچرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟که جواب موندنم، اَرّه سر ساق شداگه فردایی باشه من با تو می سازمبرد من وقتیه که به تو می بازم توی این روزای شوم، شده کل آرزومروز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت بین دستات برسم به اوج پروازمبا لبات فاتحه ی هر غمیو می خونم من به آرامش وحشی چشات مدیونمیه پناهنده ی ترسیده ی تنهام اماپشت مرز تن تو تا به ابد می مونم منو از این غم جاودانه آزاد کن
کاشکی یکی هم منو مسافرت زوری میبرد 🤦😂

بیا ببرمت😂

  تو که باشی پیش من خنده به دردا میزنم حتی اون لحظه که از شکنجه ها جون میکَنم تو دلیلِ سبزِ ریشه امی تو خاک این کویرچرا خم شه قامتم، زرد بشه روح و تنم؟که جواب موندنم، اَرّه سر ساق شداگه فردایی باشه من با تو می سازمبرد من وقتیه که به تو می بازم توی این روزای شوم، شده کل آرزومروز آزادی بیاد حبس بشم تو بغلت بین دستات برسم به اوج پروازمبا لبات فاتحه ی هر غمیو می خونم من به آرامش وحشی چشات مدیونمیه پناهنده ی ترسیده ی تنهام اماپشت مرز تن تو تا به ابد می مونم منو از این غم جاودانه آزاد کن
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108