موسی خطاب به پروردگار در طور سینا میگوید : ارنی ( خود را به من نشان بده ) ، پروردگار میفرماید : لن ترانی ( هر گز مرا نخواهی دید ) / سعدی : چو رسی به طور سینا ارنی مگو و بگذر که نیرزد این تمنا به جواب {لن ترانی} / حافظ : چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر ، تو صدای دوست بشنو نه جواب {لن ترانی} / مولانا : ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد ، تو که با منی همیشه 🕊️ چه {تری } چه { لن ترانی}. مثل سعدی : عاقلانه / مثل حافظ : عاشقانه / مثل مولانا : عارفانه 🦋
عجیییب برام سوال شده عکس تمام قد میخوای چیکار🤔😈😂منحرفم عمه ی نوید محمد زادس
به اون بنده خدا چی کار داری
اون یه گوشه نشسته داره اکسیژنش و حروم می کنه
پس اون و به حال خودش رها کن
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨