2777
2789
عنوان

موندم بیاین کمک

301 بازدید | 29 پست

بنظرتون رنگ کابینت اشپزخونه  باید با رنگ پرده و مبل  و فرش همرنگ باشه من کابینتمو بادمجونی انتخاب کردم موندم چون دوست داشتم پرده و مبلمو ابی فیروزه ای انتخاب کنم احساس میکنم بد میشه رنگابارنگ باشه خونه

خدایا این فرشته کوچولو رو  بعد ۱۴ سال با این زلزله و تنش عصبی و لخته برام نگه دار خدایا تنها امیدمه بخاطر این بچه ۱۲ بار عمل رفتم خدایا از جونم گذشتم چه شماتتا که نشنیدم برام نگهش دار یا ارحم الراحمین

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

الان رنگ کابینت چی مد؟سفید به تنهایی قشنگ نمیشه گفتم یه رنگی رو باهاش ترکیبی بزنم چقد گشتم رنگ قشنگ نبود

خدایا این فرشته کوچولو رو  بعد ۱۴ سال با این زلزله و تنش عصبی و لخته برام نگه دار خدایا تنها امیدمه بخاطر این بچه ۱۲ بار عمل رفتم خدایا از جونم گذشتم چه شماتتا که نشنیدم برام نگهش دار یا ارحم الراحمین

بنظرم رنگ بادمجونی خوب نبود واسه کابینت حالا که سفارش دادی حداقل رنگ مبلاتو انقدر متناقض برندار خونت زشت میشه ،میتونی عکس کابینتتو بذاری؟

‎متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن‎ احترامی ک بهشون میذاري از ‎شخصیت خودته نه کمالات اونا!
بنظرم رنگ بادمجونی خوب نبود واسه کابینت حالا که سفارش دادی حداقل رنگ مبلاتو انقدر متناقض برندار خونت ...

سفارش دادم هنوز کامل نصب نکردن

خدایا این فرشته کوچولو رو  بعد ۱۴ سال با این زلزله و تنش عصبی و لخته برام نگه دار خدایا تنها امیدمه بخاطر این بچه ۱۲ بار عمل رفتم خدایا از جونم گذشتم چه شماتتا که نشنیدم برام نگهش دار یا ارحم الراحمین

به نظرم خوب نیست سفید کرم قهوه ای روشن با سایه روشن کرم وهمچین تناژهایی واسه کابینت خوبه 

یک چیزهایی هیچ وقت عادی نمی شود بچه دار شدن مثل یک جادوست...مثل افسانه ای شیرین و عجیب وغریب که سخت می شود باورش کرد.آخرچطور می شود یک دفعه مادرشد.همین که نقطه ای تپنده را نشانت میدهندومیگویند این بچه شماست. همه چیز تغییرمی کند.دستت رامی گذاری روی شکم وحس میکنی ازهمین حالا بایدقوی ترباشی.بایدمحافظت کنی از این نقطه تپنده کوچک.بایدحامی اش باشی.همراهش باشی.شروع به تکان خوردن که می کندفکرمیکنی دیگرخودت نیستی.دیگرپاهایت روی زمین نیست.لذتی وجودت را میگیرد که با کمترچیزی قابل قیاس است.باگذشت هر روز و هرماه چقدر عاشق تری میشوی.چقدر قلبت برایش می تپد.  برای اویی که هیچ نمیدانی چه شکلی خواهد بود.چشم هایش  دهانش  انگشت هایش. ازهمین روزهاست که نگرانش می شوی.که چرا تکان نمی خورد.چرا نمی چرخد.چرا با لگدهایش نمی گوید من اینجام. بارداری مثل یک جور جادوست  جادویی که همه چیز راتغییر می دهد.جادویی که تورا تغییر می دهد ودیگر اسمت را برای همیشه عوض می کند.بعد از این کسی هست که تور را مادر صدا خواهد کرد ماااااااااااااااادر
الان رنگ کابینت چی مد؟سفید به تنهایی قشنگ نمیشه گفتم یه رنگی رو باهاش ترکیبی بزنم چقد گشتم رنگ قشنگ ...

واسه ابجی من سفیده.با یه رگه های طلایی هم خود کابینت هم چیدمانش.هم ضخامتش حرف نداره.البته کار داخل نیس صبخونه قبلی سفارشی از نمیدونم کجا خریده بود.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792