2777
2789
عنوان

ای فلک

87 بازدید | 7 پست

 ای فلک چند ز بیداد تو بینم آزار

من خود آزرده دلم با دل خویشم بگذار 



چند ما را به جفای تو رود اشک به روی ؟

ما به روی تو نیاریم تو خود شرم بدار 


💔


 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند

آنها که کهن شدند و اینها که نوند

هر کس بمراد خویش یک تک بدوند


این کهنه جهان بکس نماند باقی

رفتند و رویم دیگر آیند و روند



 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود


زین پیش نبودیم و نبُد هیچ خلل

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند

ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم

وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم


فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم

با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم

 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند

شعر عنوان از وحشی بافقی هست 

بقیه شون از خیام 

اون هی آدمو یاد بدبختیا میندازه ولی قشنگه

اینم هی میگه بی خیال بابا باده بخور 😄

 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792