هییییییییییچ مدیر استارتر عضویت: 1401/11/13 تعداد پست: 5108 عنوان ای فلک 87 بازدید | 7 پست ای فلک چند ز بیداد تو بینم آزارمن خود آزرده دلم با دل خویشم بگذار چند ما را به جفای تو رود اشک به روی ؟ما به روی تو نیاریم تو خود شرم بدار 💔 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند 1403/06/06 | 02:27 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
bashe00 عضویت: 1403/03/04 تعداد پست: 1296 ای فلک گر من نمیزایدی اجاقت کور بود؟ من که خود راضی به این خلقت نبودم ، به ولله زور بود
هییییییییییچ مدیر استارتر عضویت: 1401/11/13 تعداد پست: 5108 آنها که کهن شدند و اینها که نوندهر کس بمراد خویش یک تک بدونداین کهنه جهان بکس نماند باقیرفتند و رویم دیگر آیند و روند زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند
هییییییییییچ مدیر استارتر عضویت: 1401/11/13 تعداد پست: 5108 ای بس که نباشیم و جهان خواهد بودنی نام زما و نینشان خواهد بودزین پیش نبودیم و نبُد هیچ خللزین پس چو نباشیم همان خواهد بود زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند
پناهممممم عضویت: 1403/01/08 تعداد پست: 1952 ای فلک تا کی کلک اگرقراراستسقوطکنی،سقوطکن؛آنکهخواهیشد،توراخواهدگرفت
جعبه_ماهی عضویت: 1402/03/27 تعداد پست: 8546 ای فلک تا کی کلک؟؟؟؟همین به ذهنم اومد😆 امضا نمیزنم میترسم جعلش کنن😝 || خیلی وقته دیگه حرفم نمیاد🪸🐚
هییییییییییچ مدیر استارتر عضویت: 1401/11/13 تعداد پست: 5108 ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریموین یک دمِ عمر را غنیمت شمریمفردا که ازین دیرِ فنا درگذریمبا هفتهزارسالگان سربهسریم زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند
هییییییییییچ مدیر استارتر عضویت: 1401/11/13 تعداد پست: 5108 شعر عنوان از وحشی بافقی هست بقیه شون از خیام اون هی آدمو یاد بدبختیا میندازه ولی قشنگهاینم هی میگه بی خیال بابا باده بخور 😄 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند