2789

    

{بی منت می‌گفت دوست دارم،بی منت برام قصه تعریف میکرد،بی منت زندگیشو ب پام گذاشت ،بی منت خودشو فدام کرد ،بی منت نخورد که من بیشتر بخورم ،بی من نپوشید ک من شیک تر باشم ،بی منت شب تا صبح بالا سرم بیدار بود که خوب شم ،بی منت گریه کرد ک من بخندم ،بی منت پیر شد ک جوانی کنم ،بی منت رنج کشید ک شاد باشم }((هم مادر بود هم پدر ،یه دختر بچه بودم ک پدرش فوت کرده مثل خیلیا میتونس بیخیال من شه بره ازدواج کنه و بهترین زندگی رو بسازه ،ولی ن موند ،موند و منو بزرگ کرد ،تا ب اینجا رسوند همیشه بهترین لباسا ،بهترین غذاها،بهترین کادوها ،هر چی خواستم به لحظه نکشیده به دستم رسوند ،)) مادر نبود ،فرشته بود💗 به دو دلیل میخام وکیل شم:1مادرم با غرور بگه دختر من وکیله🫶دخترم با افتخار بگه مامان من یه وکیله🥲

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اولش قشنگه ها اخرش تر میزنه به روانت

از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند

عاشق شدم کاش ندونه قصد دلم رو نخونههه اگه بدونه میدونم دیگه با من نمیمونهههه

|عید آن روز مبارک بادم که تو آبادی و من آزادم|🕊️ حالم مثل عنکبوتیه که نمیدونه چیتار کنه:”(

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز