مادر پسره خیلی محترمانه خواست بیاد جلو و گفت هرجور مادرت صلاح میدونه اما مامان من حتی راضی نمیشه باهاش حرف بزنه اونارو هم فحش میده
نگاه نمیکنه من دو ماهه ک از پسره دورم کرده ۶ کیلو آب کردم از بس حرص خوردم و گریه کردم و ریختم تو خودم یا منو میزد یا با حرفاش اذیتم میکرد میگف شما ب هم نمیرسید من نمیذارم برسید
گفت برام مهم نی خودتو بکشی یا نکشی فقط آبرو نبری
چند روز غذا نمیخوردم اینقد لاغر شدم همه تو نگاه اول میفهمن