راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
چون خودم توی مسایل مهم زندگی با کسی که ۱۴ سال کوچیکتره بعیده مشورت کنم
اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
خودم اگر روزی ازدواج کنم ترجیح میدم نهایتا ۵_۶ سال بزرگ تر باشه
ساعت جفت دیدم چشامو بستم و آرزوت کردم،شمع تولدمو فوت کردم آرزوت کردم،هفت سین چیدم آرزوت کردم،اولین گل بهاری رو دیدم خم شدم و آرزوت کردم،اولین بارون فصل خورد روی صورتم چشامو بستم و آرزوت کردم،برگ پاییزی افتاد جلوی پام آرزوت کردم،برف دیدم آرزوت کردم،پرنده روی شاخه ی درخت حیاطمون دیدم آرزوت کردم،پروانه دیدم آرزوت کردم،قاصدک فوت کردم آرزوت کردم،هر وقت مژه افتاد روی گونه م و بهم گفتن آرزو کن و حدس بزن کدوم سمته اونجا هم آرزوت کردم،هر وقت کسی گفت آرزو کن من همیشه تو رو آرزو کردم،حتی وقتی هیچ نشونه ای نبود باز هم آرزوت کردم،تو رو به عنوان تنها آرزوم آرزوت کردم...من خیلی آرزوت کردم...💙[من با تو خیلی خوبم ،پس هیچ وقت با خودت و دنیا لج نکن♡]
با کسی ازدواج کن که با خانواده و اصیل باشه....خانواده ای که اخلاق خرف اولش رو میزنه
باور کن یک روز با مرد خوش اخلاق با اختلاف سنی بیست سال بزرگتر یا کوچکتر حتی ازدواج کنی می ارزه به اختلاف سنی نرمال ۵ سال
در کل سن مهم نیست
خدای خوبم از تو متشکرم که تنی سالم،ثروتی فراوان و آرامشی پایدار و دلنشین به من هدیه دادی...فقط برای زیبایی خودت موهایت را شانه نزن ، گاهی مویت را شانه کن فقط برای خود مو ؛ او می خواهد مرتب باشد اما زبان سخن ندارد ، تو بر خال خالش دست بکش دندانت را مسواک کن فقط برای خود دندان ، او می خواهد تمیز باشد اما نمی تواند بگوید ، تو به او برس . به داد مخلوقاتی برس و کمکشان کن که توان تشکر از تو را ندارند . به مورچه ها غذا بده ، برگ درختان را نوازش کن ، خاک طاقچه را پاک کن ، اگر به مخلوقی کمک کنی و او در ازای کمک تو جای دیگر برایت جبران کند ، با جهان بی حساب می شوی ، اما اگر بی زبانها را آراسته کنی ، جهان به تو بدهکار می شود و بدهی خود را مانند تصویرت در آینه به تو پس می دهد . اگر یک مشت گندم به جهان بدهی ، جهان هم با همان حرکت دست تو مانند تصویر در آینه ، یک مشت گندم به تو می دهد ، با این تفاوت که مشت جهان بزرگتر است .به لحظه ای فکر می کنم که بعد از هر بار اشک ریختن صورتم را با دستان خودم پاک می کنم خودم را مرتب می کنم و به زندگی ادامه می دهم به گذرا بودن همان لحظه فکر می کنم و گذرا بودن مابقی اتفاقات زندگی و گذشتن عمری که از شما چه پنهان به فردایش هیچ اعتباری نیست و در همان لحظه نفسی می کش هر اتفاقی که نیاز به بخشش من دارد می بخشم و می گذارم در گذشته ام برای همیشه بماند و ادامه لحظه های باقی را نوش جان می کنم