تاریخ 10 فروردین 1403...
اون روز شوم
ساعت 16:39 دقیقه...
رفتم بیمارستان سرم بزنم فشارم پایین بود
دیدم روی برانکارد یه نفرو اوردن لباساش عین لباسای میعادم😭
مسابقه داشت پیست بود من حالم خوب نبود باهاش نرفته بودم ، بهش زنگ میزدم جواب نمیداد بدتر شک تو دلم بود...
نرفتم نزدیک!
داشتم میرفتم سمت خروج بیمارستان ک یکی از همکارام صدا کرد خانوم فلانی بیا نامزدته بیا باید ببریم اتاق عمل
یادم نیست چی ب سرم اومد
افسرده شدم ای خداااااا چرا اینطور شد
جلوی چشام تو دستام رفت جلو خودم پارچه سفید کشیدن روش 😭
قرار بود 30شهریور عقدمون باشه میعاددددددد😭😭
تاریخ تولدامونم یه روز بود💔
اون 26 تیر سال 75 و من 26 تیر سال 81
برای آرامش روح میعادم دعا کنید عزیزانم