اینقد امیدواریام پوچ شده اینقد ذوقم کور شده ابنقد روحیم داغون شده ک حتی وقتی یه خواب بدم میبینم یهو میزنم زیر گریه میدونم خوابه هااا میدونم اهمیتی نداره ولی بازم براش گریه میکنم حتی اگه یکیو ببینم ک داره از بدبختیاش تعریف میکنه گریم میگیره وقتی خانوادم یچیزی بم میگن میشینم گریه میکنم فیلم میبینم گریم میگیره وقتی شب میشه ک بدتر تا صبح نمیتونم بخابم فقط به سقف اتفاق نگاه میکنم و بلند بلند با خدا حرف میزنم قلبم درد میکنه دیگه هیچ چیزی ارومم نمیکنه فقط دلم میخاد سیگار بکشم سیکار روشن میکنم دودش اذیتم میکنه واسه اونم غصه میخورم
بنظرتون چم شده؟؟؟ باید چیکار کنم
هر چی خودمو دلداری میدم ک چیزی نیست عیبی نداره بدتر از اینا گذروندی بیخیالش درست میشه ولی بازم نمیتونم جلو ناراحتیمو بگیرم