خانواده شوهرم بچمو یاد دادن که به من بگه مامان گوهه ،من طبقه بالای اونام ،
بچم از پایین صدام میزنه میگم جانم مامان،میگع گوه میره توی خونه
توی خونه همش میگه مامان گوه , قبلا خیلی اروم و توی پرده به شوهرم گفتم بده بچه حرف بد میزنه بگو یادش ندن امروز دیگه صبرم سر اومد زنگ زدم گفتم اینطوریه جریان ،شوهرم برگشت گف خوب میکنن نوه شونه دوست دارن یاد بدن ،من خیلی اروم حرف زدم ها فقط گفتم هی به من گوه میگه بگو یادش ندن ،برگشته سرمن عصبانیم میشه و میگه پدرتم گوهه ،گوشیو قطع میکنه ،اومد خونه و با خانوادش رف بیرون