2777
2789
عنوان

حق طلاق

106 بازدید | 17 پست

سلام همسرم یماه پیش مچشو تو چت بایکی گرفتم و بعداز کلی داستان بازم یکی دیگه هم پیداکردم ک بهش گفته بود مجرده و زن نداره ...دعوا و بحث هم خستم کرده من عقدم فعلا...بار دومو به خواهرم گفتم و اونم باهاش برخوردکردو یه هفته وقت داده خودشو جمع کنه الان گوشیشوازش گرفتم حق طلاقم گفته میدم بهت و قراره مشاوره هم بریم باهم .‌‌این چندروزم مطیع شده....میگه اخرین فرصتو بده درست میشم کاری ک میکنم درسته،؟

کارما تکرار میشه فقط دقت میخواد ک بفهمیش✌️

کاااش درست شه.....

ایمان صفا یجا نوشته بود:کیا  یه شب که اعصابت خورد بود و بد حرف زدی لال بودن و بخاطرت  هیچی نگفتن ؟همونارو نگهه دار!((و من تورو نگه داشتم تا ابد)) یه دختر دارم شااه نداره صورتی داره ماه نداره  آوینای قشنگممم دختر خوش صحبت مامان کلییی آرزوهای قشنگ برات دارم بزرگ شو و قد بکش ما قراره آینده تورو باهم بسازیم دوست دارم قلب مادر♥️

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ب نظر من اگر میتونی جدا شو چون اذیتت می‌کنه و گرنه صد در صد حق طلاق رو بگیر و مشاوره هم تا آخرش باید بیاد اگر نیومد کلا بندازش بیرون از زندگیت...

او بالاتر از اندیشه هاسسسسست...
نمیشه ذات خراب درست نمیشه

اره واقعا

ایمان صفا یجا نوشته بود:کیا  یه شب که اعصابت خورد بود و بد حرف زدی لال بودن و بخاطرت  هیچی نگفتن ؟همونارو نگهه دار!((و من تورو نگه داشتم تا ابد)) یه دختر دارم شااه نداره صورتی داره ماه نداره  آوینای قشنگممم دختر خوش صحبت مامان کلییی آرزوهای قشنگ برات دارم بزرگ شو و قد بکش ما قراره آینده تورو باهم بسازیم دوست دارم قلب مادر♥️

اگر دوبار بوده . از نظر من رده . معلومه تنوع طلبه . توی عقد که بیشترین کشش را یه مرد نسبت به همسرش داره و این آقا دارن فکرش جای دیگه پر می زنه . امان از 10 سال بعد از ازدواج . 

   کاربر   آقا آقا آقا آقا آقا.   اللهم عجل الولیک الفرج  القدس و لنا                                                              فقط به خاطر سریع تر متوجه شدن کاربری که توی تاپیک اش نظر می دم چند بار نوشتم آقا . شاید دوست نداشته باشه یه مرد توی تاپیک اش نظر بده .    هر کسی رو لایک می کنم فقط برای تایید حرف اش هست و اگرنه هیچ منظور دیگه ی ندارم . سوء تفاهم نشه. توجه: من مثل عکس پروفایلم نیستم همه از نظر زیبای ظاهری و هم باطنی واقعیته نه تواضع . 

فرصت دوباره دادن یعنی یه گلوله اضافه بدی بگی صاف بزن به مغزم .....حق طلاق رو بگیر و جدا شو مهریه ت رو هم بگیر ،بزار به هرزگیش برسه واقعا مجرد بشه (اینی که گفته مجردم )


توی عقد خیانت کنه دیگه واویلا ...بعد ازدواج نمیشه جمعش کرد

خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،خدایاشکرت بابت پسر نازی که بهم دادی،امام حسین نوکرتم♥️)فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

اگر دوبار بوده . از نظر من رده . معلومه تنوع طلبه . توی عقد که بیشترین کشش را یه مرد نسبت به همسرش د ...

جفتشون تو یه تایم بوده باهرکدومم یروز در خد رسوندنشون تا مترو بوده ولی واس من هضم نمیشه

کارما تکرار میشه فقط دقت میخواد ک بفهمیش✌️

فرصت دوباره دادن یعنی یه گلوله اضافه بدی بگی صاف بزن به مغزم .....حق طلاق رو بگیر و جدا شو مهریه ت ر ...

میگفت ماشینمم میزنم به نامت هرکاربگی میکنم ولم نکن درست میکنم خودمو

کارما تکرار میشه فقط دقت میخواد ک بفهمیش✌️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز