دوستان سلام
قبلش خواستم بگم هر کدومتون راهکاری داره بگه
خانواده پدریم یه خانواده شدیدا مذهبی و ایرادگیرن که عاشق پسرن چون باور دارن پسره که نسل رو ادامه میده و با دخترای فامیل جوری رفتار میکنن که انگاری کلفتاشونن و دخترا حق اینکه آرایش علیظ بکنن رو ندارن و همیشه هم نماز و روزشون باید بجا باشه و اگه کسی نماز نخونه یا روزه نگیره همه به چشم یه هرزه بش نگا میکنن خلاصه بگم که این رفتاراشون باعث شده بیشتر دخترای فامیل هر جا میرن با چادر برن و نهایتم یه آرایش ملایم بکنن
منم یه مدتی با این استایل بیرون میرفتم که دیدم دیگه نمیتونم و واقعا این وصعیت داره عدابم میده و ترجیح دادم با استایل مورد علاقم برم و بیام به هر نحوی که بود از مهمونی های خانواده پدریم فرار میکردم تا اینکه چند هفته پیش مجبور شدم برم خونه عمم که بزرگه فامیله
و این رفتن همانا و تغییر رفتار پدرم با من همانا
وقتی که وارد خونه شدیم همه یه جور خاصی نگام میکردن (لباسامم اصلا لباس بدی نبود یه پیرهن سفید و یه شلوار گشاد مشکی و یه یه شال مشکی و یکمم آرایشم غلیظ بود)انگار یه خراب رو تو خیابون میبینن و اولش که کلا حرف نمیزنن بعدم عمم دراومده میگه آفرین داداش خوب تونستی دخترتو جمع کنی و عمومم گفت این چه وضع لباس پوشیدن مگه تو بی دینی که اینجوری لباس میپوشی منم از بس که زور به دلم اومده بود گفتم پس طرز لباس پوشیدن شما ها خوبه که عین امل ها لباس میپوشین شما یه مشت عقده ای هستین که نمیزارین دختراتون یه روز خوش ببینن و زندگیرو براشون جهنم کردید الهی قران به کمرتون بزنه که فقط ما هارو اذیت میکنن شما از شمر بدترین و بعدم کیفمو برداشتم و از خونه عمم اومدم بیرون و شبو خونه دوستم موندم ولی فردا که رفتم خونه بابام کلی بهم فش داد و کلی تحقیرم کرد ولی من تمام و کمال جلوش وایسادمو و جوابشو دادم و تا همین الانم باهام قهره و حرف نمیزنه
تو رو خدا اگه شمام از این فامیلای عقده ای که حتی توی انتخاب رنگ لباس زیر ادم دخالت میکنن دارید راهکار بدید که چجوری باید باهاشون رفتار کرد(بر خلاف خانواده پدریم خانواده مادریم خیلی باحال و پاین و مامانم توی هر شرایطی پشتمه)