فروردین عقد کرد داداشم زنش از قبل اینکه عقد کنن اومد توی خونه ما قبل از عقدشون خب خوب بود بعضی وقتا جارو میزد غذا درست میکرد ظرفی میشست از وقتی عقد کردن دیگه دست به سیاه و سفید نمیزنه صبحا میره سر کار میاد نهار اماده میخوره میره میخوابه تا شب دوباره بیدار میشه میاد شام میخوره میره میخوابه انکار نه انگار داره تو این خونه زندگی میکنه باید یه کاری هم بکنه همه کارارو منو مامانم میکنیم تو این چند ماه سه چهار بار خونه مادرش رفته همش اینجاست
امیدوارم فراموشی بگیرم چیزی از گذشته رو به یاد نیارم
خب چرا توقع دارین کار کنه شماهم بعدها رفتین خونش کار نکنین
مگه مادرشوهر و خواهرشوهر میرن ۴،۵ ماه شبانهروز خونه عروس میمونن؟ که میگین رفتین خونهش کار نکنین، فوقش هفتهای یه شب برن قابلمقایسهست با ۵ ماه کامل زندگی کردن یه جا؟