هر کسی دارد به دل آرام جانی نازنین
مه وشی گیسو کمندی، مهربانی نازنین
رسم عشق و عاشقی این بود از اول ولی
ای پری رو با دلم نامهربانی نازنین
با همه لبخند بر لب با من اما سرگران
هر شبی نزد رقیبی میهمانی نازنین
گاه گاهی مهر داری گه عذاب آتشی
با من ای گل گه چُنینی گه چُنانی نازنین
این همه گفتم، سرودم تا بیایی، نامدی
از غم و از این فراقت وارهانی نازنین
گم شدم در حلقه های تاب دار موی تو
کی بیابیم از خود و سویت بخوانی نازنین
جز تو و احساس من با تو در اینجا هیچ نیست
ای دریغا در پی حدس و گمانی نازنین
با تو گفتم این غزل تنها به تو تقدیم شد
گفتی اما بدگمانی، بدگمانی نازنین