2777
2789
عنوان

یکم دلخورم

91 بازدید | 9 پست

مامانم از دوماه قبل تر گفت تولدت فلان کادو رو میدم بعد تولدم ۲۹ این ماه بود کلی با ذوق به شوهرم گفتم مامان میاد کادو میخاد بده دوماه چشم انتظار بودم چندروز پیشم اومد گفت تولدتت میام کیک خرید همسرم کلی میوه اینا از بیستو هشتم شب کیک نگه داشتم تا دیروز شب حتی امروزم مامانم نیومد و همچنان چشمم به درو ساعته   

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ای کاش اصن نمیگفت تولدت کادو میدم یا میام به خدا ناراحت نمیشدم ولی اینحوری کردن تهه نامردیه پیش همسر ...

حق داری ولی شاید مشکلی پیش اومده

خیلی جاها سکوت کردیم چون چاقو دست کسی بود ک دوسش داشتیم.🥀

مرسی مهربون خدا دلتو زندگیتو پراز رحمت و مهربونیو عشق کنه

ممنون عزیزم💝

ناراحت نباش 

خودت و همسرت یه جشن خانوادگی  دو نفره میگرفتین 

تا میتونستین کیک میخوریدن 

من کیک خیلی دوست دارممم😂💝

نه بابا خونشون تهه خیابونه ماعه پنج دقیقه ای بینمون فاصله اس

خب بهش بگو‌ شاید فراموش کرده. بگو مامان گفتی میام منو فلانی همسرت منتظرت بودیم خیلی پس کی میایی؟ شاید اصلا یادش رفته بنده خدا

من امیدم به خداست....بعد خدا هم به خداست....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز