بچها من ی خواهر شوهر دارم خیلی ازارم داده بی دلیل با دلیل خیلی خیلی زیاد اذیت کرده
ب خانواده من فوش داده
رفته پیش بقیه گفته داداش من حق نداره ب ما کمک مالی میکنه ب زنش بگه
من تا قبل از این حرف هیچ وقت ب شوهرم نمیگفتم باید ب من توضیح بدی ولی وقتی دیدم خواهر شوهرم پیش بقیه این حرفو زده
دیگه نتونستم مث کبک سرمو کنم تو برف
حالا خلاصه مدتهاست من باهاش قهرم ولی با شوهرم اوکین دیشب شوهرم اومد خونه ک ی چیزی میگم توروخدا ناراحت نشو اره خواهرم میخواد وام بگیره زنگ زده ک ضامنش شم
اولش گفتم نه بد دیگه شوهرم خیلی اصرار کرد گفتم اوکی
ولی من روز بانک زمانی ک داری چک میدی میام
چون هم شوهرم سابقه پنهون کاری داره
هم اون خواهرش عفریتس
گفت برات عکس میگرم گفتم من میام تو ماشین میشینم
حالا ب نظرتون
برم نرم
چی کار کنم
چون ما همه جا باهم میریم
اگه نرم اون خواهرش میشینه نیگه ازه دیدی چجور تسلط دارم روش گفتم حق نداری زنت بدونه داداشم نیاوردش