من عاشق وقت گذروندن با بچه هام هیچ چیز به این اندازه برام نمی تونه برام جذاب باشه
بچه های فامیل مون هم عاشق منن تمام شون
یعنی منو میبینن با آخرین سرعت شون میان سمت من 😂
من بابام نسبتا درآمدش خوبه یه کارگاه سنگ کوچک داره فک کنم ۴ تا کارگر داشته باشه فقط
اما در کل درآمدش بد نیست .
خودمم کلا از اونایی هستن که تو فامیل قبولم دارن به شدت هم درس خون تیر همین امسال کنکور دادم و احتمالا یا میرم فیزیوتراپی یا فرهنگیان
گفتم یه مدت برم سره کار پاره وقت که حوصلم سر نره همین طوری تفریحی 😂
تو دیوار گشتم یه منشی باشگاه پیدا کردم روزی ۴ ساعت با حقوق ماهی ۶ تومن
مامانم گفت همینو برو هم محیط اش زنونه است هم محیط باشگاه شاده
یه منشی مرکز زیبایی پیدا. کردم اونم ۴ ساعت ماهی ۶ ملیون
یه آقایی که برای پرستار بچه آگهی گذاشته بود که بچه ام میره کلاس دوم
یه نفر می خوام به عنوان مربی کنارش باشه باهاش بازی بکنه و حرف بزنه چون از همسرم جدا شدم می ترسم تو خونه تنها بزارمش
از یه طرفی چون عاشق بچه هام و دوستی داشتم که مادرش جدا شده بود و با چشمام دیدم که چه قدر دوستم بابت تنها بودنش عذاب می کشید
دلم می خواد برم پیش این بچه نه به خاطر پولش فقط به خاطر انسانیت
از طرفی مامانم اگه بفهمه منو می کشه تیکه تیکه می کنه تمام اقوام مون درامدش خوبه و تحصیل کرده هستند اگه فامیل مون هم بفهمه آبروم میره
از یه طرف دیگه رفتن تو خونه یه آدم غریبه برای یه دختر 20 ساله می تونه خطرناک باشه
شما بگید چی کار کن