چجوری بد باشیم؟
تصمیم گرفتم محل مادرشوهرم نذارم خیلی پررو شده
دیروز بچه برادرشوهر فرستاده بالا ک بچمون بدم ببره منم گفتم داره شیر میخوره
شب پاشده اومده خونمون نشسته میبینه شوهرم خستشه چشماش داشت خواب میرفت ول نمیکنه بره منم مجبور شدم شام بیارم نشسته خورده یکم هم جدا برداشته گذاشته کنار واسه دخترش منم گشنگی دیشب تا صبح مردم