شام با منه ولی امشب تا ۹ونیم کلاس دارم وقت نمیشه تااا برسم خونه..
از ناهار ظهر مونده همونو میخوریم یا تن ماهی
از هیتلر پرسیدند، پست ترین انسانها کیستند؟گفت: "کسانی هستند که در تصرف کشور هایشان با من که بیگانه بودم همکاری کردند، چون وطن مادر است و آنها زمینه سازی کردند تا من حتی برمادرشان مسلط شوم!!"کاربری دست سه تا دوسته👀💕
چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم❤عاشق شادمهرم ب امید روزی ک برم کنسرتش 😍🥰فندوق جانم به زندگیمون خوش اومدی ۱۴۰۲/۱/۱۹ فهمیدم باردارم 😍 دخترم ،دلوینم منو بابات عاشقتیم❤️دخترم 1402/9/2 بدنیا اومد و اونروز برام قشنگترین روز عمرم شد
به نظرم بیخیال آشپزی شو یه بالشت و پتو بردار بگیر بخواب تا یه کار دست خودت یا بقیه ندادی
شاید باورت نشه الان پاشدم 🤣🤣🤣
من هر روز صبح بیدار میشم با امضا پای برگه های رخداد و فاجعه..توی آخرین جنگ خورشید و سرخی،طلای لبخندم شد غروب رنج!!!(سورنا)....تا ابد پایبند عشق توام❤️ª