2789
عنوان

شعرررر

158 بازدید | 23 پست

آنقدر درد اینجا بود..

که جانشین بودنم یادم رفت

آنقدر صدای گریه نزدیک شد

که گوشم پر از هق هق است

قهقهه یادم رفت

ذوق چشم هایم خاموش

آرزو های کودکی یادم رفت

دیدم نوجوانی دختر 

کلاس هشتم بود ...

خودش را دار زد

بهت وجودم را گرفت

اشک هایم را یادم رفت

پدر شرمنده ی فرزند میشد

مادر از غم، مو های سفیدش را..

 یادش رفت

دختری آوازش ممنوع بود

دختر دیگر رقصش

آنجا بود که دختر بودنش...

 یادش رفت

دانش آموز درس میخواند..

اما زورش به سهمیه ها نرسید

علم و تعلیم را آنجا یادش رفت

جوانی رفت کار کند

پارتی و پول و دورویی را نداشت

کار و زندگی..

هر دو را یادش رفت

نخبه ای می‌رفت سوی کشوری

 با آینده ای نامعلوم..

 بغض گلو را خورد ولی

کشورش رایادش نرفت

پسری پول نداشت

عاشق شد

عشق را در خودش کشت ولی...

دختر را یادش نرفت

شاعری از درد شعر می‌گفت

چه داشتم میگفتم......

رقص کلمات..

 اهنگ شعرش را یادش رفت

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



منم ۱۹سالمه می‌خوای باهم شعر بخونیم وبه هم چالش بدیم ‌کمک کنیم وشعر بنویسم ویاهم دیگه اصلاح کنیم ؟

خوشحال میشم:)

ولی نباید زیاد اینجا بیام چون کنکور رو باید بخونم زیاد نیستم اینجا :( 

ولی زمان استراحت اومدم اوکیه:)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792