2777
2789
عنوان

داغ پدرررر🥀😭💔

161 بازدید | 19 پست

واي دارم دق ميكنم ٣ماه و ٢ روزه بابام مرده سرطان ازم گرفتش نميدونم چيكار كنم خواب ندارم كارم شده گريه دلم واسش ي ذره شده بابا كجاااايي💔🖤🥀😭همش خوابشو ميبينم ...بابام خوب خوب بود انقدر جوونو هيكلي بود بهش نميخورد داماد داشته باشه يهو شد ٣٥كيلو افتاد تو جا تا تونست مبارزه كرد فكر ميكرد خوب ميشه ولي سرطان لعنتي مستاژ كرد ب همه جاش ما بهش نگفتيم دكترا قطع اميد كردن نگفتؤم پخش شده واي دارم ميميرم داغش كم نميشه كاش ميگفتيم بهت بابا 😭😭😭

💔🫂

یه مودی خردادی ام که زیادی بی احساسم😑 ،اعصابم خورد شه جیغ میکشم هر چی بابام میگه یکم دختر باش حالیم نمیشه همیشه دنبال دعوا ام جالبیش اینجاست وقتی طرفو میزنم گریه میکنم برای مظلوم نمایی😑،راستی قدم ۱۶۵عه وزنم ۵۰ خیلیا بهم میگن سیخ و درازی ولی من عاشق قدمم ،😑میانگرا ام وقتی درونگرا بشه حسم حتی از ۱۰۰متری من رد شی میزنم له میکنمت😑،اما برونگراییم مثل بچه ها میشم آخه کودک درونم به شدت فعاله،خب دیگه بسه  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدا رحمتش کنه عزیزم خدا به شماهم صبر بده. منم پدر ندارم تا یکسال ونیم کارم گریه بود

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است

روحشان شاد

سرطان لعنتی درمانی ندارد

خدا بهتون صبر بده

 کاربرآقاهستم,چهل وسه ساله متاهل و دارای فرزند_متاهل_تذل الامور للمقادیرحتی یکون الحتف فی التدبیر.کارها چنان در سیطره تقدیر قرار گیرد که چاره جویی به مرگ میانجامد .حضرت علی(ع).معنایش اینست که:گاه انسان باتمام تدابیر وحیله ها راه به جایی نمیبرد.حکمت ۱۶نهج البلاغه  یارب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است

لعنت ب سرطان ک خاطره خوبی واسه بارماتده‌هد ب جا نمیذاره. خواهر منم روی دستام رفت، به هر دری میزدم نمیشد در بسته بود.

نمیدونم نظرم درسته یا نه همه‌ش میگم کاش تصادف میکرد از بین میرقت درسته ادم شوکه میشه‌ولی اینحوری ذره ذره گنارش جون میدی خصوصا ک کاری نمیتونی کنی

خدا بهت آرامش بده اسی

  چراغ ظلم ظالم تا ابد هرگز نمیسوزد... اگر سوزد...شبی‌سوزد، شبی دیگر نمی‌سوزد.بزنی...نتونه بزنه، می‌زنه...!

😭😭😭😭😭

بابای منم ظرف فقط ۳ ماه سرطان نابودش کرد 

من فقط ۱۱ سالم بود 

انقدر گریه میکردم که آرزوم بود بمیرم . یادمه شبا خوابشو میدیدم بغلش میکردم میگفتم خداروشکر زنده ای خواب دیدم مردی بابا 😔😔😔😔

لعنت ب سرطان ک خاطره خوبی واسه بارماتده‌هد ب جا نمیذاره. خواهر منم روی دستام رفت، به هر دری میزدم نم ...

منم ميگم كاش با تصادف ميرفت يا كاش سكته ميكرد زمين گير نميشد عين بچه ها شده بود همش اشكش سرازير ميشد ديگه غروري نداشت😭💔غصه مارو ميخورد ميگفت من دخترامو ب كي بسپارم اخ بابا كاش من جات ميمردم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز