برای هشتمین بار اسباب کشی کردم😁 ۹ ساله ازدواج کردیم!
هربار اسباب کشی داشتم یا دانشجو بودم درس داشتم یا بچه کوچیک داشتم یا یه بارش شاغل بودم، خلاصه که هربار یه سری وسیله روی هم تلمبار میشد و درست حسابی بهشون نمی رسیدم. تو انباری ای کمدی چیزی می چپوندمشون. خونه تکونی هم که دیگه معنی نداره وقتی هرسال خانه به دوشی.
این دفعه اما تا فیها خالدون همه چی رو ریختم بیرون و هرچی خراب و اضافه بود دارم میدم بیرون و همه چی رو سر حوصله مرتب میکنم. یه پاکسازی حسابی.
خیلییی داره طول می کشه. ولی حسابی حالم جا میاد. خیلی کیف داره😍😍 فقط دخترجان این وسط کمی داره اذیت میشه، خیلی براش وقت نمیگذارم بازی کنم باهاش.