2777
2789
عنوان

زندگي رويايي

455 بازدید | 11 پست

٢سال نميشه ازدواج كردم.شوهرم به خواسته هام توجه نداره.دوست نداره به پيشرفت كنم مشوقم نيست سعي داره مانع شه.با اينكه درامد كمي داره نميذاره برم سر كار توقع داره هميني كه هس قانع باشم.فقط از گرسنگي نمردم همين..زوركي زنش شدم..

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خودت قبول کردی باید قبل ازدواج میگفتی که نباید مانع کار کردنم بشی و من پیشرفتم برام مهمه...ببینم چی ...

گفتم بهش.ميگفت اگه محيط و اينا خوب باشه برو.حالا اينقد سخت ميگيره تا من نرم

عزیزم خیلی سخته درکت میکنم.. به نظرم اگر ایشون خیلی مذهبی و تعصبی نیست ، پس دلیل اینکه نمیذاره شما بری کار کنی ،ممکنه به خاطر این باشه که دوست داره شما همیشه وابسته ایشون بمونی.. عزیزم و این دلیل منطقیه چون تو حرفاتون گفتی زورکی زنش شدی..پس ایشون از این طریق میخواد حداقل به واسطه کاری که میکنه و هزینه زندگیتونو میده ازش ممنون باشی.. مردها عاشق اینن که زنشون ازشون تشکرکنه بهشون افتخارکنه.. ببین من حس میکنم شما از ایشون بدت نمیاد پس به خودت کمک کن به نظرم این گره با دست خودت باز میشه.. 

مذهبي نيست.تعصبي هست مثل مرد قديميا فكر ميكنه

باهاش اروم صحبت کن بهش بگو من فقط میخوام بهت کمک کنم همش بابت کارهای حتی کوچیکی برات میکنه تشکر کنه قدردانی کن یه کار کن فکر نکنه که تو بخوای بری سرکار اونوقت دیگه قدردان زحمتاش نیستی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز