من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
تو رو خدا خیلی دعام کن انشالله همه ی مشکلات و گرفتاریای من و عزیزانم خیییییلیییی زود حل شه و به آرامش و راحتی و آسایش و آزادی و پولدار شدن برسیم من و عزیزانم 😭😭😭😭
ما به فضای مجازیی پناه می بریم که از سختیای دنیای واقعی خلاص شیم...
دو نفریم من یک عدد عقاب تنها و دوست قدیمی و ده سالم که مادر ی نی نی خوشگل و نازه که من میشم خالشش اینجا کاربری دو نفره هست که سوالات معمولی میکنیم که بتونیم از تجربیات دیگران استفاده کنیم اگر تجربه داری بگو نداری سکوت کن با تشکر از شما😁