ببین من اصلا نمیدونم چمه😂
تا الان خواستگاری نداشتم که بیاد خونمون مامان بابام همه رو رد میکردن بعدش مامانم بهم میگفتن که چنین کسی بوده
این اولیش بوده از نظر اخلاق همه چی اوکیه (البته اگه راست گفته باشه) با همه چیزایی که میگفتم و میخواستم همخوانی داره ولیییییی وقتی دیشب بابام برا اولین بار پرسید نظرت چیه یهو ناخواسته ساکت شدم نمیتونستم حرف بزنم مونده بودم توش
بعد مامانم با ابو تاب تعریف میکرد بابات اومده بود خواستگاری من عاشقش شدم و اینا و فهمیدم همونیه که میخوام ولی من با اینکه همون لحظه از اون آقا حس خوبی گرفتم ولی حس عاشقی و اینا نداشتم کلا خنثا خنثا بودم
واسه همین هنگ کردم🚶🏻♀️