نه بابا
طلوعی که اومد به سمیرا گفت مالک میخواسته تو رو بکشه بعد سمیرا رفت پیش مالک گفت من همچیو میدونم که تو میخواستی منو بکشی و اینکه هم منم نکشتی بخاطر اینه که دوستم داری هنوز میدونم
بعد گفت پاشو بیا خونت باهم باشیم طلوعی رو نابود کنیم
بعد مالک با سیما حرف زد گفت من از سمیرا متنفرم اما سیما گفت باید اعتمادشو جلب کنی که کمکمون کنه هرچی میگه گوش بده کاری کن که فکر کنه دوستش داری هنوز
بعد سمیرا هم کلید آپارتمان میثم رو داد به مالک که اونجا بمونه
بعد سیما هم با سمیرا قرار گذاشت و بهش گفت که مالک دوست داره و اینا بیا باهم طلوعی رو نابود کنیم
همین،🙆🏻♀️😂