انقدر روانیم کرده این ادم ک واقعا حالم ازش بهم می خوره دیگه
اصلا همه چیش رو مخمه
هیچکارش مثل ادم نیس بچه هامم می بینن من حرص می خورم شدن عین اون
دو روز سه روز یه لباس تنشه ک بوی عرقش دیوونت می کنه
کل تخت بوی عرق گرفته
من ک جای خوابمو جدا کردم
دهنش همیشه بو می ده
شاید بگید بهش بگو
به هزار زبون گفتم
حتی جلو بچه ها دیگه عصبی شدم داد زدم گفتم بابا خجالت بکش ب خودت برس
ولی انگار نه انگار
کمد لباسامو جدا کردم دیگه از بس همون ک می پوشه در میاره میندازه همونجا حتما زحمت این ک بگه بشور یا بندازه تو سبد لباسا ب خودش نمی ده
از روزی ک دیسک خفیف کمر هم گرفته بهانش جور شده
خدا شاهده سر کار می ره استخر می ره قرار کاری می ره
ولی تو خونه برا من شل راه می ره یا می گه درد دارم
ارزو مرگش دارم دیگه
خستم کرده
فک نکنید ی سال دوساله ها
چندین ساله
من هی تحمل کردم
دیگه نمی تونم
جرات ندارم ی کار دستش بدم چنان کثیف کاری می کنه ک دیگه بگم غلط کردم
سه ماهه ایفون سوخته انگار نه انگار
کلا انگار ب هیجاش نیس
یه مسافرت میخایم بریم زورش میاد همیشه از سمت منه پیشنهاد
ولی حالا اقا بخاطر ی چسه کمرش میخاد از یزد تا بوکان بره
اونم من رانندگی کنم
خدا نکنه ی شب بخاد ما رو ببره بیرون اونم با اکراه انقد منت میذاره ک من درد داشتم ولی برا تو اومدم بازم من باید رانندگی کنم در حالی ک مثلا شب قبلش تا ۱۰ شب بیرون بوده
چندین ساله دارم خدا رو صدا می زنم انگار نه انگار
بخدا ولش کنم برا بچه ام زورش میاد وقت بذاره
تمام کاراشون با خودمه
هی می گن پول داری حرف نزن بخدااا ک همه چی پول نیس 😭😭😭