بخاطر خیانت شوهرم با دختری که غریبه نبود وفامیل بود
حس میکنم غرورم خورد شده حسی ک اون دختر و کسایی ک فهمیدن رابطشونو همش پیش خودشون فکر بکنن منو شوهرم دوسنداره و از رو اجبار با زنشه حسی ک دیگه نمیتونم خیلی اسیب دیدم هرچقدم شوهرم خوب باشه باهام دیگ
اونا این فکرو دارن ک من بی ارزشم چون تو دوران خیانتشون شوهرم واسه دختره خیلی میکشت خودشو
خیلی بده این فکره مزخرف با اینکه الان باردارم از ذهنم نمیتونم پاکش کنم
نمیتونم توصیف کنم حسمو چون قبل اون اتفاق به اینکه شوهرم منو دوسداره رابطه خوبی داریم پیش همه ثابت شده بود و اخرش پکچ شد زندگیه خوبم اون دخترم که خیانت کرد شوهرم یجورایی اول اون دختر اغاز کننده رابطشون بود