دیدم لب هاش داره خیلی تند تند بهم میخوره گفتم حتما ضربان قلبش بهم ریخته
گوشمو آوردم کنار گونه هاش گفتم چی میگی؟
دیدم یه جمله ای رو داره تند تند و پشت هم زمزمه میکنه
میگه دیدم پشت هم زمزمه میکنه :
ضامن آهو ضامنم شو 😭😭😭
همین ..
دکتر میگه گفتم امام رضا میخواد چیکار کنه؟؟؟
لحظه اجرای حکم همه ایستاده بودن
جوونم گذاشتن رو جایی که سکویی که محل اجرای حکم بود
گفت دیدم مادر مقتول چشماشو بسته و لحظاتی گذشت
و چشماشو باز کرد فریاد زد به امام رضا بخشیدمش 🥲🥲
دکتر میگه گفتم مگه میشه؟ دوویدم پهلوش گفتم حاج خانوم
اینا دو سه ساله درگیر شمان ، الان چرا چشاتو بستی؟
گفت آخه تا چشامو بستم
گنبد خوشگل امام رضا اومد جلوی چشم
یه صدایی تو گوشم گفت:
من ضامنش میشم 😭😭