با یه پیرمرد ۶۰ ساله در حد دوست معلومی بودیم اونم مرتیکه از نزدیکی شورای شهرمون بود هی بهم میگفتیم این دوستی نباید تموم شه بهم گفت تو عروسیت میترکونم و فلان انروز رفتم تو مغازهش یه سری بزنم بعش چون بازار اومده بدم طرف اومد اول دست داد بهم این دومین دیدنمون از نزدیک بود میگفتم اول دست داد بعد دستمو بوسید بعد اومد از گونم ماچ برداشت دو سه بار هی ماچم کرد منم گفتم بسته دیگه اینطور خجالت میکشم ما مگه رفیق نیستیم دستمو بزور کشید اورد داخل مغاژه یه دقیقه بیا کارت دارم کفتم بابا خواهرم صدا میکنخ میخاستم ظروف ها رو بگیرم بندازم شیشع هارو بشکنم خودمو کنترل کردم چون دیدم یه چند نفر رفتن ترسیدم ابروم بره اما شاید درک نکنین و فش بدین اما کلا دست و بالم بسنه بود نمیتونستم کاری کنم پام یخ زده بود الان چند روزه دارم بالا میارم از اوج چندشی چیکار کنم حالم بد میشه هی طرف بزور دستمو میگرفت بیا تو این معلت پیدا نمیشه میخاست لبامو هم بزور ببوسه اگه منو میبوسید از چندشی میمردم خاهش میکنم سرزنشم نکنین راهکار بکین
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
دیگه وقتی باپیر مرددوست میشی فکراینجاشم باید میکردی .دودازکنده بلندمیشه
برای من هیچکس دوبار عزیزنمیشه ...هرچی بودهمون بار اول بود غم که ازحدبگذرد دل حس پیری میکند،سن هرکس راغمش اندازه گیری میکند.برای توهمین کافیست که طرزنگاه کردنم به تودیگرمثل سابق نمیشود....