ببین رابطه ما اونجوری نبود که دوست باشبم همکار بودیم، گاهی پیام میدادیم غیر مستقیم ابراز علاقه میکرد به بقیه گفته بود ولی هیچوقت رسما نگفت، به بچه ها گفته بود مشکل دارم برای ازدواج، از وابسته شدن من میترسید، منم یه جاهایی حرصم میگرفت گند زیاد زدم، یه هو سرد شد، نمیدونم شایدم هنوز دوسم داره بروز نمیده تو نگاش گاهی مثل قبل بهم زل میزنه ولی رو نمیده، دارم دیونه میشم نمیتونم بهش بگم چون میدونم جواب درستی نمیده