فک کنین تو ۱۵ سالگی وقتی با عشق وعلاقه میخواستی درس بخونی وبا دوستات بچگی کنی ولی با اجبار خانوادت ازدواج کردی عقد وعروسی رو باهم گرفتن وتو چون بچه بودی از چیزی سر در نیاوردی از خیلی چیزا...حتی یه عکس هم از عروسیت نداری آتلیه نرفتی ماه عسل نرفتی وخلاصه بعد سه ماه باردار میشی تو ۱۶ سالگی زایمان طبیعی میکنی بعد میارنت خونه خودت تو اصلا از خانه داری آشپزی چیزی بلد نیسی حالا باید مراقب یه نوزاد هم باشی از بچگی وناشی به کلی از وسایل خونه ات آسیب زدی غالی ات با اتو سوخته یخچالت ضربه دیده از قیافه افتاده کابینتات چوبی بودن آب خوردن خراب شدن گچ دیودرا خراش برداشته بعد دوسال بعد باز حامله بشی بچه دومت که یک سال ونیمه اس متوجه بشی سومی هم ناخواسته حامله ای
حالا کار هر روز وهرشبت گریه اس ولی دلت نمیخواد سقطش کنی
با خودت میگی شوهرم همیشه عاشق پسر بوده حالا که دوتا دختر دارم شاید سومی پسره ولی سومی هم دختر میشه کلی از شوهرت زخم زبون میشنوی هر جا بری میپرسن بچت چیه ووقتی میگی دختره همه دلداریت میدن یا متلک میندازه
بعضی ها میگن شبیه افغانی ها سه تا بچه پشت هم آوردی یکی میشه نمودار درس کردی ولی نمیدونن تو دل خودت چخبره وناخواسته باردار شدی
هستین بقیشو بگم؟