2777
2789

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خیلی سمهههه🫠

من گره میزنم رشته امیدم را به خدایی که هیچ گاه رهایم نمی کند🦋یه دختر ۲۶ ساله معلم که عاشق کتاب خوندنم و فیلم دیدن🌻ای کوروش ای فرخ ایران من ز تو زاده شد نام ایران من💚🤍❤️لازم نیست برای بزرگ کردن یک زن آن ره به یک مرد تشبیه کرد،او به سادگی یک زن است همینقدر با شکوه🫶🏻پروردگار من سایه پدر و مادران تمام دنیا را بر سر فرزندانشان نگه دار🍀و من با خدایم آزادانه حرف میزنم بدون هیچ مانعی حرف دلم را به سادگی با او می گویم من اینگونه به خدایم نزدیک تر میشوم🌿چه بر سر ایرانم آمده...🖤

بگوووو😁

شوهرم یه دوستی داشت اسمش شعیب بود اسم پسرشون هم طاها بود 


یه روز این بنده خدا با خانومش و پسرش اومدن مغازه ما خرید من همون اول یه سوتی دادم به جای اینکه بگم طاها  گفتم شعیب بیا یه بوس بده خاله

چشمای خودش و خانومش و شوهر من گرد شد دیدن سوتی بوده چیزی نگفتن 


این پسرشون هم با دستگاه کارتخوان بازی میکرد مجبور شدم بذارمش زیر پیشخوان، موقع حساب کردن شوهرم گفت عه خانوم دستگاه کو ؟؟ 


بازم به جای طاها گفتم اقا شعیب بغل من نشسته بود از بس با دستگاه بازی کرد جمعش کردم دوباره چشمای خانومش و شوهرم گرد شد ... یهو خود اقا شعیب برگشت گفت مهتاب خانوم امروز ول کن ما نیستی ها😂😂😂 مغازه رفت رو هوا





من گره میزنم رشته امیدم را به خدایی که هیچ گاه رهایم نمی کند🦋یه دختر ۲۶ ساله معلم که عاشق کتاب خوندنم و فیلم دیدن🌻ای کوروش ای فرخ ایران من ز تو زاده شد نام ایران من💚🤍❤️لازم نیست برای بزرگ کردن یک زن آن ره به یک مرد تشبیه کرد،او به سادگی یک زن است همینقدر با شکوه🫶🏻پروردگار من سایه پدر و مادران تمام دنیا را بر سر فرزندانشان نگه دار🍀و من با خدایم آزادانه حرف میزنم بدون هیچ مانعی حرف دلم را به سادگی با او می گویم من اینگونه به خدایم نزدیک تر میشوم🌿چه بر سر ایرانم آمده...🖤

شوهرم یه دوستی داشت اسمش شعیب بود اسم پسرشون هم طاها بود یه روز این بنده خدا با خانومش و پسرش اومدن ...

خاطره من یه خورده حال به هم زنه

مال سال ۹۴ هست 

یکی از فامیلامون که بچه داشت 

بچش اون موقع ۲ سالش بود

دست شویی شماره ۲ انجام میده و از پاچه اش میوفته😑😑😑

بعد می‌ره میده به پدر بزرگش

اون بنده خدا هم فکر میکنه خمیر بازیه با باهاش چیزی درست میکنه و می‌ذاره رو طاقچه 😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑😑

خاطره من یه خورده حال به هم زنهمال سال ۹۴ هست یکی از فامیلامون که بچه داشت بچش اون موقع ۲ سالش بوددس ...

واااای😂🤣🤣🤣🤣

من گره میزنم رشته امیدم را به خدایی که هیچ گاه رهایم نمی کند🦋یه دختر ۲۶ ساله معلم که عاشق کتاب خوندنم و فیلم دیدن🌻ای کوروش ای فرخ ایران من ز تو زاده شد نام ایران من💚🤍❤️لازم نیست برای بزرگ کردن یک زن آن ره به یک مرد تشبیه کرد،او به سادگی یک زن است همینقدر با شکوه🫶🏻پروردگار من سایه پدر و مادران تمام دنیا را بر سر فرزندانشان نگه دار🍀و من با خدایم آزادانه حرف میزنم بدون هیچ مانعی حرف دلم را به سادگی با او می گویم من اینگونه به خدایم نزدیک تر میشوم🌿چه بر سر ایرانم آمده...🖤

من ۱۴ سالم بود با عکسای اکسم کلیپ درست میکردم روش اهنگ میذاشتم بعد با ذوق میرفتم نشونش میدادم😂

منم پسر عمه ام بچه که بود من بهش رو دادم و پر رو شده بود و همه جا پر کرده بود که ما دوتا ( من و اون) میخوایم عروسی کنیم😑 حتی دعوت نامه هم نوشته بود و داده بود به فک و فامیل 

آبرو واسم نداشت 😑😑😑😑

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792