امروز رفتم یه سر خونه جاریم (جاریم دوست قدیمیمه) قلیون گذاشته بودن داشت میکشید.
بعد دیدم دخترش هم شیلنگ رو ازش گرفت شروع کرد کشیدن (تازه ۱۵ سالش شده) دیده بودم ولی فکر میکردم همین جوری و یواشکی میکشیده نه انقدر علنی و رسمی.
بعدم من سیگار روشن کردم شروع کردم کشیدن
دیدم اینم به دخترش گفت
اونم از تو کیفش سیگار درآورد دو تا روشن کرد یکی خودش کشید یکی داد مادرش
شب بهش پیام داد سلام و احوالپرسی گفتم
آخه چرا این طوری کردی
میگه وقتی خودم میکشم نمیتونم بگم نکشید که
آخه اینا بچن چه ربطی داره
گفت بذار دختر خودت هم بزرگ شد میبینی همینه
دیگه تصمیم گرفتم جدی ترک کنم
باید یه کاری کنم دخترا هم کمتر دختر عموهاشون رو ببینن.
جالبه از وقتی این مسئله جدی شده تو زندگیم انقدر اتفاقات این طوری زیاد می افته برام