شوهرم خیانت مکرر میکرد هربار میبخشیدم بعد مدتها دوباره شاهد خیانت بودم
اونم بخشیدنام بخاطر پسر۵ سالم بود
این اخیرم ی شماره ناشناس توگوشیش بود زنگ زده بود ک خودشو لوداد گفت تومسیر یخانمی وسوار کردم رسوندم اما مطمئن شدم شماره گرفته بود
خودش تاالان انکار میکنه ومیگه خطایی نکردم وشماره نگرفتم ولی مطمئن بودم خیانت بوده خود دختره اعتراف کرد
اخر شوهرم زبونش ۲۰ متره وتهدید میکرد ومیگفت اهل خونه زندگی نیستی
تصمیم ب طلاق گرفتم خونوادمم پشتمن و پدرمم اومد باهاش حرف زد ک فکرتونو کنید تصمیم اخرو بهم بگید
یهو شوهرم دیشب اومده شوخی و مثلا میخواد باهام اشتی کنه و باهاش فعلا ظاهری آشتی کردم
اما دلم به این زندگی نیست چکارکنم؟