همسرم پدرش فوت شده.
موقع ازدواج تمام هزینه ها با خودش بود. مامانش هیچ کمکی نکرد. تنها چیزی که تا بحال مادرش داده یک نیم ست برای کادو عروسیمون هست.
خرج تالار . خرج عروسی. کادو تولد برای بچه هام. هیچی.
الان به برادر شوهرم اجازه داده طبقه ی بالا خونش رو برای خودش بسازه. درصورتی که به ما و بقیه ی بچه هایش برای خونه هیچ وقت کمکی نکرده.
برای برادر شوهرم وام گرفته و قسط هاشو خود مادر شوهرم از حقوقش که مال پدرشون بوده داره میده.
من همسرم ورشکست شد. اما هیچ وقت بهمون کمک نکرد.
البته خدا خودش بیشترشو داد بهمون.
ولی همسر من از پنج صبح تا هشت شب توی گرما و سرما هر روز میره سر کار. کارش سخته. خیلی شکسته شده.
برادر شوهرم نمیره سر کار. خودش و زن و بچش مفت مفت خونه ی مادر شوهرم غذا میخورن. پول ساختن خونشون هم از مادرشوهرم میگیرن. خیلی هم جون و سالم مونده.
حالا شوهر من پیر و شکسته شده. دلم میخواد به روی مادر شوهرم بیارم و بهش بگم که هیچ وقت به همسر من هیچ کمکی نکرده.
مادرشوهرم خودش گاهی خیلی تیکه میندازه.