بخاطر آبروی خودش و زندگی شهلا ، خواهر شوهرش ، کصافط کاری جلال رو نگفت
علی که فهمید و باور کرد که انگار زن خودش بوده که سر و گوشش میجنبیده ، چطور دوباره خیلیی معمولی باهم زندگی کردن و علی که اونقدر تعصبی بود نه کمکی زد راحله رو نه چیزی ؟؟؟؟؟
یا اگر میدونست که زنش داره درکت یمگا و به پاکیش شکی نداشت، در اینصورت متوجه میشد که جلال به ناموسش چشم داشته ، پس باید میرفت دنبال جلال و کتکش میزد ، ولی بازم این کارو نکرد
چرا
پ ن : تو المپیک قبل درست توصیح ندادم خیلییی هاتون فکر کردید من اشتباه متوجه شدم بخاطر همین یه بار دیگه تاپیک زدم